اسکینر در این کتاب بیان می کند که اگر موجود در پی انجام کاری از محرک آزارنده خلاص شد،در آینده هنگام وجود آن محرک آزارنده به احتمال بیشتری همان کار را انجام می دهد.و در واقع موجود به انجام آن کار شرطی شده.حال سوال اینجاست که اولا علت دفعاتی که موجود آن کار شرطی شده را انجام نمی دهد چیست؟اگر علت رفتار انسان و علت تلاش او برای آزادی تنها شرطی شدن است پس چرا هر ازچند گاهی موجود اقدام به انجام کار شرطی شده نمی کند و اگر هفتاد بار آنرا انجام می دهد سی بار انجام نمی دهد؟و در نگاهی وسیع تر چرا هرازچند گاهی در دنیا شاهد اتفاقاتی هستیم که افراد برای رهایی از محرک آزارنده اقدام به کاری که ازآنها خواسته شده نکرده اند.
در بعضی مقالات و کتب دیده شده که در جواب این پرسش این را بیان می کنند که موجود بسته به ارثیه ی ژنتیکی اش و محیطش ممکن است پاسخ های گوناگون دهد .اما آیا تا به حال هم چنبن فرضیه ای آزمون شده است؟تا به حال آزمایشی صورت گرفته است که بتواند بر طیق تمام سوایق ژنتیکی و تربیتی یک انسان رفتار اورا پیش بینی کنند؟مسلما انجام نگرفته است و این فرضیه حدسی خودکام بخش بیش نیست.
دوما وقتی محرکی آزارنده مانع رسیدن فرد به اهدافش می شود،انسان دو رااه در پیش رویش می بیند:یا تسلیم شود و برای رهایی از محرک آزارنده دنبال اهدافش نرود ویا به خاطر اهدافش در مقابل محرک آزارنده بایستد و یا آن را از بین ببرد ویا از بین برود .در نتیجه انسان یکی از این دوراه را انتخاب می کند،یعنی براساس اراده ی آزادش تصمیم می گیرد که کدام راه را برود.البته منظور دراینجا این نیست که وراثت و تربیت (محیط) هیچ تاثیری بر تصمیم ندارد.نه،بلکه منظور این است که تصمیم،و انتخاب انسان مبتنی بر دوپایه ی وراثت و محیط نیست .و این بنا پایه ی محکم تر دیگری به نام اراده نیز دارد.و شاهد این ادعا ،دو قلوهایی هستند که ارثیه ی وراثتی یکسان دارند و محیطی تقریبا یکسان را تجربه کرده اند اما در مواقعی رفتارهای غیر مشابه و حتی بعضا متضاد دارند.البته فراتر از این مشاهده ی تجربی که صرفا برای متقاعد ساختن افراد تجربه گرا مفید است.در کلام خدا،وحی،علاوه بر اشاره به تجربه و محیط خداوند به اراده اشاره می کنند و آنرا امری قوی در انسان برمی شمارد و سرنوشت انسان را مبتنی بر اراده اش می خواند.
ثالثا اسکینر در این کتاب اذعان می دارد که موجودات در مواجهه با محرک آزارنده سه کار انجام می دهند یا می گریزد،یا برای رهایی ازآن کاری که از آن ها خواسته شده انجام می دهند به عبارتی دیگر زیر یوغ ظلم می روند ویا علیه آزارگر مبارزه می کنند.در نتیجه انسان یکی از این سه راه را انتخاب می کند.و در یک کشور ی که زیر ظلم ظالم آزارگر قرار گرفته عده ای می گریزند،عده ای تحمل میکنند و عده ای مبارزه.
وحتی این اتفاق افتاده است.که در یک خانواده که افراد تربیت مشابهی دیده اند یکی مبارزه می کند و یکی زیر بار ظلم می رود و تن به مبارزه نمی دهد.در نتیجه افراد برمبنای اراده ی آزاد تصمیم می گیرند کدام راه را انتخاب کندد.
این وبلاگ درباره موضوعات روانشناسی و اختلالات روانی و درمان مطالبی را ارائه می نمایندو همچنین در صورت نیاز ،رواندرمانی و مشاوره رایگان هم امکان پذیر است.باشد که از نقطه نظرات خود بی نصیب مان نکنید.